اسكندر بيگ تركمان

512

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

و يكى از امراى اوزبكيه را با سه چهار هزار اوزبك خونخوار بر سر قلعه صد خرو فرستاده خواجه محمد صد - خروى كه مرد مردانه دلير و دولتخواه ايندودمان بود سپر ممانعت بر روى كشيده قلعه خود را مردانه محافظت نمود و كس بجهة اعلام اين حالات بپايه سرير اعلى فرستاد . مجملا اوزبكيه در عين ستيز و آويز بودند كه چتر فلك ساى همايون بفيروزى و اقبال سايهء وصول بر ديار سبزواز انداخت و چون خبر ورود موكب مسعود شاهى باوزبكيه كه در صد خرو بودند رسيد پاى ثبات و قرارشان سست و متزلزل گشته قدرت توقف نيافته بعبد المؤمن خان ملحق شدند و چون موكب فرار كردن عبدالمؤمن از صولت شاه عباس همايون بقريهء آزاد وارفريومد رسيد عبد المومن خان در اينمرتبه نيز از عار فرار نينديشيده بطريق معهود طبل ارتحال كوفته شاه محمد امله چيانرا بقلعهء نيشابور فرستاد كه آن قلعه را محافظت نمايد و خود از راه ترشيز عزيمت جانب بلخ نموده در هيچ منزل زمانى از حركت نياسود و بسرعت و استعجال بدر رفت و رايات منصوره در ظاهر شهر سبزوار نزول نموده بتفقد حال بازماندگان اهل سبزوار و كفن و دفن كشتگان پرداخته انتقام آن ستم - رسيدگان را بمنتقم حقيقى حواله نموده و عنقريب آن ستمكار بتير آه مظلومان سبزوار گرفتار از عمر و دولت چنانچه در محل خود سمت گزارش خواهد يافت تمتعى نيافت . بالجمله حضرت اعلى حكومت آن بلده را ببوداق سلطان قاجار حاكم قلعهء استعنا كه مرد كار آزمودهء قلعه‌دار بود و مكررا با لشكر عظيم اوزبكيه مقاومت نموده قلعهء استعنا را از آن گروه صيانت نموده بود تفويض فرمودند و از آنجا بجانب نيشابور در حركت آمده در حدود بحر آباد من اعمال رجوع شاه عباس بقزوين نيشابور نزول فرمودند در آنجا رفتن عبدالمؤمن خان بطريق ايلغار بوضوح پيوست چون اثرى بر تعاقب او مترتب نميشد و زمستان نزديك شده بجهة شدت شتا و قلت آذوقه توقف خراسان و محاصرهء قلعه نيشابور صلاح دولت قاهره نمينمود حضرت اعلى عزم مراجعت جزم فرموده انتظام مهام استرآباد را نيز بمقتضاى الامور مرهونة باوقاتها بوقت خود حواله نموده عنان عزيمت بصوب عراق معطوف داشتند معهذا بجهة فقدان عليق اسبان و كمى آذوقه در اين سفر اسب و استر و شتر بسيار ضايع شده و رايات جلال بفيروزى و اقبال بدار السلطنهء قزوين رسيده شكر محامد الهى بجاى آوردند . ذكر فرستادن ذوالفقار خان بايلچيگرى روم و احوال آن مرز و بوم قبل از توجه رايات جلال درويش محمد خان روملو حاكم لاهيجانرا بايلچيگرى روم تعيين فرموده مكتوب صداقت اسلوب مشعر بر پرسش تعزيهء پادشاه مرحوم سلطان مراد خان و تهنيت سلطان محمد خان پسرش قلمى فرموده تحف و هداياى لايقه ارسال داشته بودند هنوز مشار اليه بسامان و سر - رفتن ذوالفقار خان بايلچيگرى بروم انجام آن سفر نپرداخته بود كه حضرت اعلى را سفر بىاختيار خراسان روى نمود و رفتن مشار اليه در عقدهء تعويق ماند در اينوقت كه از آن سفر خير اثر باودت فرموده در مقر سلطنت ابد پيوند نزول اجلال واقع شد متوجه روانه نمودن ايلچى شدند فرهاد خان التماس نمود كه چون در زمان شاه